بهسازی منابع انسانی
دانش افزایی برای دانش پذیران
 
 
سه‌شنبه 01 تیر 1395 :: 14:51 ::  نويسنده : behsazi

پیتر دراکر (Peter Drucker) را بنیان گذار مدیریت مدرن می‌دانند. اگر چه او قسمت مهم زندگی‌اش را در آمریکا سپری کرد، اما اتریشی بود و رگه‌های اروپایی را می‌شود در حرف‌ها و نگرش و کنایه‌هایش مشاهده کرد (در واقع تلفظ آلمانی نام او پیتر دروکر است و نه پیتر دراکر). پدر او یک وکیل بود و همچنانکه خودش هم اشاره می‌کند، تعامل و رفت و آمد پدرش با رجال و بزرگان فرصت خوبی را به وجود آورده بود که کلان نگری و اندیشیدن به ایده‌های بزرگ را بیاموزد و تمرین کند.

شاید برای شما جالب باشد که شومپیتر که او را پدر کارآفرینیمی‌دانند از جمله دوستان پدر او بوده و چنانکه بعداً می‌بینیم باعث شد که مفاهیم نوآوری و کارآفرینی در مرکز توجه او قرار بگیرند.

 

پیتر دراکر در سال ۱۹۰۹ به دنیا آمد در در سال ۲۰۰۵ در سن ۹۶ سالگی درگذشت. در صورتی که به جزییات روند زندگی او علاقمند هستید خوب است بدانید انستیتوی پیتر دراکر فهرست دقیق و کاملی از رویدادها و مسیر زندگی او را از نخستین سالها تا پایان زندگی فهرست و ارائه کرده است.

قبل از آنکه پیتر دراکر به صورت جدی وارد دنیای مدیریت شود، شغل‌های مختلفی از جمله کار در یک شرکت بازرگانی نخ و پارچه، روزنامه نگاری و تحقیقات صنعتی را تجربه کرد و معمولاً کسانی که زندگی او را روایت می‌کنند این تعدد مشاغل و تجربیات را در نگاه باز او به حوزه‌های مختلف کسب و کار موثر می‌دانند. شاید به همین دلیل باشد که با وجودی که دانش رسمی او به حوزه مدیریت مربوط است، توصیه‌هایش برای زندگی فردی هم به صورت گسترده مورد توجه قرار می‌گیرد:

 

پیتر دراکر جدای از تدریس مدیریت، به مشاوره مدیریت هم اشتغال داشت و حجم گسترده‌ای از کتابها و مقالات را در حوزه‌های مختلف مدیریتی منتشر نموده است. کمتر کسی در دنیای مدیریت وجود دارد که به اندازه‌ او، فعالیت‌های گسترده و تاثیرگذار انجام داده و به اندازه‌ او شناخته شده باشد.

برای شناخت پیتر دراکر و خواندن آراء و نظرات او باید چند نکته را به خاطر داشته باشیم:

پیتر دراکر در دورانی زندگی می‌کرد که تکنولوژی اطلاعات به تدریج در حال شکل گرفتن و توسعه پیدا کردن بود. به همین دلیل است که او اصطلاح کارگران دانش محور یا Knowledge Worker‌ را در سال ۱۹۵۹ ابداع کرد و در مورد آن حرف زد و نوشت. پیتر دراکر همچنین از جمله معدود اندیشمندانی بود که به محض آغاز پرشتاب روند رشد تکنولوژی، توضیح داد که یادگیری که قبلاً مرحله‌ای از زندگی محسوب می‌شد دیگر به بخشی دائمی از زندگی تبدیل می‌شود و کسانی که بر مهارت یادگیری تسلط نداشته باشند و آن را به بخشی از زندگی روزمره خود تبدیل نکنند، بازندگان دوران جدید خواهند بود.

روند جدی خصوصی سازی (Privatization) در زمان او شکل گرفته و رو به گسترش بود و طبیعی است که در نوشته‌های او می‌توان به خوبی دغدغه‌های مربوط به فرصت‌ها و تهدیدهای خصوصی سازی و تمرکززدایی و همینطور رابطه بخش دولتی با بخش خصوصی و سازمان‌های غیر انتفاعی را مشاهده کرد.

پیتر دراکر در دورانی زندگی می‌کرد که ژاپن در حال رشد سریع و تبدیل شدن به یک غول صنعتی بود. رویدادی که برای آمریکایی‌ها بسیار عجیب بود و تقریباً هر کس در مورد مدیریت نظر می‌داد و حرف می‌زد، واحب بود که تحلیل‌هایی هم در مورد ژاپن و دلایل پیشرفت سریع آن کشور بنویسد. بخش قابل توجهی از اشارات و مثال‌ها و تحلیل‌های پیتر دراکر به ژاپن اختصاص دارد و نباید فراموش کنیم که در آن سالها، زبان دومی که در آمریکا برای فعالان دنیای مدیریت توصیه می‌شد ژاپنی بود. اگر به این نکته توجه نداشته باشیم شاید تاکید زیاد پیتر دراکر بر ژاپن و استراتژی‌های آن منطقی به نظر نرسد.

شاید بتوان از جهاتی، پیتر دراکر را به مارشال مکلوهان شبیه دانست. پیتر دراکر هم به فکر کردن به زمان حال قانع نمی‌شد و ترجیح می‌داد به روندهای آینده فکر کند. به همین دلیل است که در اوایل دهه نود میلادی گزارشی از وضعیت جهان در سال ۲۰۲۰ تنظیم کرد.



ادامه مطلب ...


سه‌شنبه 01 تیر 1395 :: 14:46 ::  نويسنده : behsazi

 

جورج التون مایو در 26 دسامبر 1880 به دنیا آمد و در 7 سپتامبر 1949 از دنیا رفت. وی روانشناس، جامعه شناس و تئوریسین سازمانی بود و ملیتش استرالیایی بود.

او از سال 1919 تا 1923 یعنی قبل از انتقال به دانشگاه پنسیلوانیا، در دانشگاه کوئینزلند تدریس می‌کرد، اما بیشتر دوره کاری خود را در دانشکده مدیریت هاروارد گذراند که از سال 1926 تا 1947 بود.

 

زندگی و دوران شغلی

مایو التون که در استرالیا متولد شده است، به تحصیل در رشته روان شناسی در دانشگاه آدلاید پرداخت و در سال ۱۹۱۱ به عنوان استاد منطق، اخلاقیات و روان شناسی (استاد سابق فلسفه) در دانشگاه کوئینزلند منصوب شد. التون مایو یک روانشناس، جامعه شناس و نظریه پرداز سازمانی استرالیایی بود که به عنوان بنیانگذار حرکت روابط انسانی شناخته می شود به خاطر تحقیقاتش که شامل مطالعات هاتورن و کتابش به نام مشکلات اجتماعی یک تمدن صنعتی است مشهور می شود.

او که به دلایل حرفه ای علاقه مند به سفر به ایالات متحده بود، سرانجام به این کشور سفر کرد و سمتی را در سال ۱۹۲۳ در دانشگاه پنسیلوانیا عهده دار شد. در آنجا او به یکی از محققان هاثورن تبدیل شد . او به تحقیق در یکی از کارخانه های ریسندگی و بافندگی آنجا پرداخت که در یکی از واحدهایش، چرخش کارکنان آن ۲۵۰ درصد بود در مقایسه با ۶ درصد در سایر بخش های شرکت. مجموعه ای از تغییرات تجربی در شرایط کاری در این واحد به کار گرفته شد. این تغییرات باعث افزایش متوالی در بهره وری و افزایش انگیزه کارکنان شد. پس از یک سال، چرخش نیروی کار به سطح میانگین شرکت رسید. این امر تغییرات چشمگیری را در این کارخانه منجر شد.

آزمایشات تجربی هاثورن در سال ۱۹۲۴ آغاز شد و مایو در سال ۱۹۲۸ و پس از آن به این پروژه پیوست که به دانشکده مدیریت اجرایی دانشگاه هاروارد منتقل شد و در آنجا به عنوان استادیار رشته پژوهش صنعتی مشغول به کار شد. سپس او به درجه استادی نایل شد و تا سال ۱۹۴۷ که بازنشسته شد در همین دانشگاه ماند.

طی مطالعات خود اهمیت وجود گروه ها را در تأثیرگذاری بر رفتار خود در کارشان داد با این وجود این مایو نبود که آزمایشات علمی را انجام می داد بلکه کارمندان و تلیسبر گرودیکینسن دیکیسن این کارها را انجام می دادند . در طول جنگ دوم جهانی، وی اقدام به توسعه نظارت بر امر آموزش در قالب برنامه آموزش درون صنعتی کرد که به طور گسترده ای در ایالات متحده اجرا می شد. او دو سال پایانی عمرش را در انگلستان و به عنوان مشاور دولت در خصوص مسایل درون صنعتی سپری کرد.

از سویی دیگر مایو را بنیانگذار جنبش روابط انسانی می‌دانند و دلیل آن هم تحقیقاتی است که به نام مطالعات هاثورن معروف شده و همچنین کتابی با نام مشکلات انسانی تمدنی صنعتی که در سال 1933 منتشر شد.

تحقیقاتی که او در دهه 1930 به انجام رساند، اهمیت گروه بر رفتارهای فردی در محیط کار را نشان داد. اما مایو خود شخصاً این آزمایشات را انجام نداد، بلکه کارمندان او با نامهای روتلیزبرگز و دیکینسون این کار را انجام دادند. بر این اساس او توانست استدلال کند که مدیران چطور باید رفتار کنند. در این مطالعه او بررسی‌هایی انجام داد تا متوجه شود چه راههایی برای بهبود کارآیی وجود دارد، مثلاً میزان نور محیط کار را تغییر داد. نتیجه که بدست آمد این بود که رضایت شغلی تا حدود زیادی به روندهای اجتماعی غیر رسمی در گروه کاری ارتباط دارد. در آن آزمایش، به دلیل احساس اهمیت در گروه مورد مطالعه، هنجارهای بالاتر و همکاری بیشتری بین گروه ایجاد شده بود. شرایط فیزیکی و محرکهای مالی انگیزه بسیار ضعیفتری ایجاد می‌کنند. مردم گروههای کاری تشکیل می‌دهند و مدیریت می‌تواند از آن به نفع سازمان سود ببرد. او نتیجه گرفت که کارآیی مردم هم به مسائل اجتماعی وابسته است و هم به خود کار. مایو ادعا کرد که تنش بین «منطق احساسی» کارگر و منطق «هزینه و کارآیی» مدیر ممکن است منجر به تضادهایی در داخل سازمان شود.

از سویی دیگر باید گفت که پرفسور جرج التون مایو (۱۹۴۹ ۱۸۸۰) یک رهبر برجسته و یک مرجع بزرگ در تفکر مدیریت محسوب می شود . در کارخانه وستون الکتریک واقع در هاثورن او دریافت که رضایت شغلی از طریق مشارکت کارکنان در فرآیند اتخاذ تصمیمات رشد می کند از طریق تشویق های کوتاه مدت.

 



ادامه مطلب ...


سه‌شنبه 01 تیر 1395 :: 14:42 ::  نويسنده : behsazi

زندگینامه

کارل ماکسیمیلیان امیل وبر(ماکس وبر) Karl Emil Maximilian "Max" Weber در 21 آوریل 1864 در شهر Erfurt آلمان به‌دنیا آمد.[1] او بزرگترین فرزند یک خانواده­ بورژوای پروتستان بود. پدرش یکی از مهم‌ترین اعضای حزب لیبرال ناسیونال و مادرش زنی با فرهنگ و بشدت نگران مسائل مذهبی و اجتماعی بود.
اشتغال ماکس وبر پدر،  به امور سیاسی، خانواده را هم غرق در امور سیاسی کرد، اما وبر از طرفی به شدت تحت تأثیر مشرب فکری مادرش نیز قرار می گرفت ، به هر حال وبر جوان به حرفه پدری روی آورد و رشته حقوق را به‌عنوان رشته اصلی­ برگزید.[2] .
  او در کنار تحصیل رشته حقوق به نوشتن مقاله درباره اقتصاد و تاریخ قرون وسطی و دین‌شناسی پرداخت. همچنین به صورت متناوب در ارتش آلمان در استراسبورگ خدمت می‌کرد.

وبر پس از خدمت سربازی، در سال 1884 برای تحصیل در دانشگاه برلین، به خانه پدری‌اش باز گشت. وی در سال‌های اقامت در برلین، بسیار پرکار بود. پایان‌نامه دکترای وبر با درجه عالی پذیرفته شد و به‌دنبال آن، در سال 1891، اثر مهمش درباره "تاریخ ارضی رم" معادل رساله فوق‌دکترا شناخته شد.

وبر در 1893 ازدواج کرد و به استادی کرسی اقتصاد دانشگاه فرایبورگ منصوب شد. آوازه وبر باعث شد که در سال 1896، به استادی کرسی اقتصاد در دانشگاه Heidelberg منصوب شود و دیری نگذشت که وبر جوان، شمع محفل شبکه وسیع روشنفکران و همفکرانش گشت.[3]

وبر گذشته از علایق پژوهشی، علایق سیاسی‌اش را نیز دنبال می‌کرد و در محافل سیاسی سوسیال‌مسیحی(chritian socisalism)، نقش فعالی داشت و یادداشت‌ها و مقالات گوناگونی را درباره مسائل روز منتشر می‌نمود. او می‌کوشید تا در هر دو عرصه علمی و سیاسی شرکت فعالانه و خلاقانه‌ای داشته باشد .

دیری نگذشت که وبر پس از مشاجره با پدرش از نظر روانی یکسره فرو ریخت و تا پنج‌سال بعد بهبود نیافت. بالاخره بعد از شش و نیم سال دوری و عزلت اجباری، در 1904، برای سخنرانی به انجمن هنرها و علوم در سنت لوییس آمریکا دعوت شد و سه ماه در آنجا ماند.

وبر پس از بازگشت به هایدلبرگ، توانایی کامل خویش را در نوشتن آثار تحقیقی بازیافت؛ ولی تنها در چند سال پایانی عمرش توانست به کار تدریس برگردد. در این زمان، بازده فکری وبر دوباره شگفت‌افزا شده بود. نوشته‌های روش‌شناختی) متدولوژی) او که مهم‌ترین مباحث آن تحت عنوان "ماکس وبر و روش‌شناسی علوم اجتماعی" به انگلیسی برگردانده شده است، به همین سال‌ها باز می‌گردد.

وبر در سال‌های آخر عمرش 1920-1918، به‌گونه بی‌سابقه‌ای به فعالیت سیاسی روی آورد تا اینکه سرانجام در چهارم ژوئن 1920 بر اثر سل درگذشت.[4]

 

 



ادامه مطلب ...


سه‌شنبه 01 تیر 1395 :: 14:38 ::  نويسنده : behsazi

مدیریت علمی- تیلور

زندگینامه: خانواده

متولد: پنسلوانیا آمریکا سال1856

پدر: لیسانس حقوق و وکیل

مادر: طرفدار لغو بردگی و آزادی زنان

خانواده: معتقد و مسیحی، زندگی ساده و دارای پیوند عاطفی

زندگینامه: نوجوانی و جوانی

همیشه در حال شمارش و اندازه گیری بود

به دنبال بهترین روش انجام کار بود

تحصيلات مقدماتي در آكادمي «فيليپس اكستر» و کسب مدرک مهندسی

پیروزی در مسابقات قهرمانی تنیس لان آمریکا با راکت اختراعی خودش

با وجود قبولی در دانشگاه هاروارد اما به دانشگاه وارد نشد.

به عنوان یک تعمیر کار ماشین و قالب ساز در شرکت هیدرولیک ورکس در فیلادلفیا مشغول به کار شد.

به دلیل دوری از خانواده از آن شرکت خارج و در شرکت میدوال مشغول به کار شد.

.



ادامه مطلب ...


سه‌شنبه 01 تیر 1395 :: 14:08 ::  نويسنده : behsazi

روابط انسانی در سازمان های آموزشی دکتر سرمد

خلاصه فصل چهارم – سازمان و نقش انسان در آن

سازماندهی با دو تعبیر به کار می رود:

  1. تعبیر محدود : مجموعه ای از افراد که با استفاده از وسایل و تجهیزات فعالیت خاصی را برای رسیدن به یک هدف مشترک انجام می دهند مثل یک واحد آموزشی

  2. تعبیر گسترده: نوعی نظام یا سیستم که از تعدادی زیر مجموعه تشکیل شده است و هر یک از این زیر مجموعه ها در جای خود یک سازمان هستند. مثلا سازمان آموزش و پرورش استثنائی کشور خود سازمان است ولی از تعدادی واحد استانی تشکیل شده است که هریک یک سازمان کامل بوده ولی تحت امر سازمان مرکزی  و هماهنگ با سایر واحد ها می باشند.

 مثال  های دیگر : سازمان برنامه و بودجه، سازمان ملل متحد که از یونیسف، سازمان بهداشت جهانی، یونسکو ، فائو و... تشکیل شده است.

در مورد تعریف سازمان وحدت نظر وجود ندارد ولی کامل ترین تعریف عبارت است از:

سازمان عبارت است از مجموعه ای متشکل از گروهی انسان با توانایی ها و ویژگی های مختلف که  در جهت رسیدن به هدف یا اهداف از پیش تعیین شده، با استفاده از ابزار و لوازم موجود و قابل دسترسی، در پرتو روش های خاص انجام کار، تحت سرپرستی یا هدایت یک یا چند مدیر و با رعایت موازین و مقررات مشخص با یکدیگر همکاری می کند.

ارکان سازمان

مهمتریناجزایسازمان عبارتند از:
1- نیروی انسانی: تمامی افرادی که در سازمان فعالیت می کنند.نیروی انسانی جزء اصلی و اساسی سازمان است و کارآیی و اثر بخشی سایر ارکان  انحصارا بوسیله آن تضمین می شود.
با کمک نیروی انسانی ماهر در مواقعی با حداقل امکانات هم می توان اهداف سازمان را تحقق بخشید. (گرچه هرچه امکانات و تجهیزات  مهیاتر باشد اهداف سازمان بیشتر محقق خواهد شد)
مثال: ساحل عاج، هندوستان، وجود وسایل ارتباطی جدید مثل موبایل

2-وسایل و امکانات: نیروی انسانی باید به حداقل ابزار و وسایل مجهز باشد تا بتواند کار خود را انجام دهد..در سازمان های آموزشی هرچه این ابزار و وسایل بهتر و با نیاز روز هماهنگ تر باشد، نیروهای انسانی (معلمان،مدیر،شاگردان و خود کارکنان و خدمت گزاران)بهتر و شایسته تر از آن استفاده خواهند کرد.
مثل:کلاس گیاه شناسی مجهز به آزمایشگاه

3-مواد یا لوازم:منظور از مواد ورودی های هر سازمان است که باید روی آن فعل و انفعالاتی انجام شود

مواد سه دسته اند: مواد اولیه(کارخانه قند که چغندر قند و نیشکر را به قند و شکر تبدیل می کند.)محصول نیمه تمام (مثل کارخانه های قند سازی که شکر را به قند حبه تبدیل می کنند یا کارخانه های ماشین سازی) سازمان هایی که مواد ساخته شده را در هم شکسته و از آن مواد تازه ای می سازند (مثل بازیافت ظروف پلاستیکی)

نمونه ای از مواد یا لوازم چیزهایی است که در آزمایشگاه ها و کارگاه های مراکط آموزشی استفاده می شوند. کارگاه و آزمایشگاه جزو وسایل و امکانات و مواد شیمیایی، آهن آلات و ... جزو مواد به حساب می آیند.

در مراکز آموزشی شاگردانی که برای دوره های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت به این  مراکز می آیند از طرفی به عنوان موادی که به تدریج پرورده شده و به عنوان مواد ساخته یا نیمه ساخته جذب بازار مصرف می شوند و از طرفی به عنوان نیروی انسانی آموزش پذیر محسوب می شوند که فرقی با سایر نیرو های انسانی سازمان ندارند.

4-فعالیت ویژه: فعالیتی است که در جهت رسیدن به یک هدف مشخص انجام شود.
- منظور از فعالیت  هم کارهای فکری و هم کارهای فیزیکی است.
- هر سازمان برای انجام فعالیت خاص خود به نیرو های انسانی ویژه ساست گذار، برنامه ریز و مجری  نیاز دارد که این فعالیت ها را مشخص ، روش های اجرا را تعیین و برنامه ها را اجرا کند.
- تمام نیرو های سازمان برای انجام فعالیت سازمانی نقشی برابر دارند گرچه در رده های مختلف ساسله مراتب سازمانی قرار می گیرند( رده بالا، میانی و پایین)
5-
روش انجام کار:به دلیل وجود تفاوت بین سازمان ها ، روش های انجام کار در سازمان ها نیز یکسان نیست.

مثال: تفاوت روش تدریس در کلاس های مختلف که در سال اول و دوم ابتدایی معلم محور است ولی در دوره های دکتری دانشجو محور است.
- تحول روش کار در تمام سازمان ها وجود دارد ولی سرعت آن متفاوت است.در سازمان های آموزشی سرعت تحول کند است مگر آن که تحولات سیاسی، اجتماعی –ارزشی خاصی ایجاد شود.معمولا سازمان های آموزشی را از نظر سرعت تغییر روش های انجام کار جزء سازمان های محافظه کار و دنباله روی تحولات اجتماعی محسوب می کنند.

6- تشکیلات: سازماندهی از اصول مدیریت  و عبارت است از به کارگیری نیروهای انسانی،ابزار و وسایل و مواد سازمان در مناسب ترین جای ممکن
سازماندهی هنگامی امکان پذیر است که در هر سازمان تشکیلات به درستی مشخص شده باشد.
در یک مرکز آموزش عالی تشکیلات به شکل زیر است :

  • تعداد پست های سازمانی به 4 گروه زیر تقسیم می شود: پست های اعضای هیئت علمی، پست های سازمانی کارمندان، پست های کارکنان خدماتی و فنی ، پست های پشتیبانی( در برخی از سازمان ها وجود نداشته و به شرکت های خدماتی واگذار می شود)

  • شرایط احراز هریک از پست ها متفاوت است

  • نمودار تشکیلاتی از نوع سازمان های بلند یا مسطح است؟
    درسازمان بلند نمودار سازمانی مخروط یا هرمی شکل است و ساسله مراتب عمودی یا نزولی است  ولی در سازمان های مسطح پست ها در عرض یکدیگرند

    در سازمان های آموزشی نمودار سازمانی مسطح است.(نمودار صفحه 85 و تفسیر آن)

    با مشاهده  نمودار سازمانی می توان مشاغل و پست های موجود را مشخص و برای هرکدام بر حسب شرایط احراز عده ای را استخدام کرد.

  • شرح وظایف هریک از صاحبان مشاغل چیست؟

    7- ساختار روابط : در پشت صحنه فعالیت های سازمان وجود دارد و منظور از آن شیوه اداره سازمان به صورت عمودی یا افقی است.
    ارتباطات یا عمودی است (متمرکز یا از بالا به پایین) یا افقی ( در عرض یا غیر متمرکز)
    روابط سازمانی تابعی از عوامل متعدد است:
    - فعالیت سازمان
    - ترکیب جنسی و سنی اعضا
    - میزان تحصیلات اعضا
    محل استقرار جغرافیایی سازمان
    این روابط مزیتی بر یکدیگر نداشته و تابع موقعیت است.

    در دنیای امروز روابط سازمانی بیشتر به صورت ترکیبی است که بسیاری از مزایای هردو نوع روابط عمودی و افقی را دارد و معایب آن کمتر است.

    در هر سازمان جایگاه مدیران وکارکنان سه حالت دارد: مدیران ارشد، میانی و اجرایی(مدیرکل و معاونین آموزش و پرورش، روسای ادارات  آموزش و پرورش، روسا یا مدیران مدارس)

    8- منطقه عملیات سازمان: سازمان در چه محیطی قرار دارد؟ مثل یک تعاونی تولیدی زراعی یا یک فروشگاه تعاونی مصرف
    تقسیم بندی منطقه عملیات برحسب تراکم جمعیت.

    تقسیم بندی بر حسب نوع استفاده از هر گروه عملیاتی مثل جانمایی بخش های بیمارستان

     



ادامه مطلب ...


دوشنبه 31 خرداد 1395 :: 13:41 ::  نويسنده : behsazi

سوالات فصل اول کتاب مدیریت امور کارکنان و منابع انسانی

  1. فرآیند را تعریف کنید و مثال بزنید.(ص20 پاراگراف2-ص21 پاراگراف 1)

  2. نظام (سیستم) را تعریف و تشریح نمایید و مثال بزنید.(ص22 پاراگراف دو تا آخر صفحه)

  3. انواع و ویژگیهای نظام (سیستم) را شرح دهید.(ص 25 تا27)

  4. فرآیندهای اداری و عملیاتی را در حوزه سازمان با رسم نمودار شرح دهید.(ص 28 پاراگراف1و ص 29پاراگراف2و ص30 پاراگراف 7 از این رو می توان .... و ص 31 نمودار 4-1)

  5. سازمان را تعریف کنید و 5 مورد از ویژگیهای آنرا شرح دهید.(ص 29 تا 32)

     

سوالات فصل دوم کتاب مدیریت امور کارکنان و منابع انسانی

  1. پنج وظیفه و فعالیت اساسی مدیریت امور کارکنان و منابع انسانی را به اختصار شرح دهید.(ص 47تا 52)

  2. اهداف عمده و مقاصد راهبردی (استراتژیک) را در روابط منظومه ای مدیریت امور کارکنان و منابع انسانی بیان نمائید.(ص53 تا 55و 58 و59)

  3. نقشهای مدیریت امور کارکنان و منابع انسانی بیان نمایید.(ص59 پایین صفحه تا 62)

  4. مدیریت امور کارکنان و منابع نسانی چگونه می تواند اثر بخشی خود را در سازمان اثبات نماید.(ص65)

     

     



ادامه مطلب ...


دوشنبه 31 خرداد 1395 :: 13:34 ::  نويسنده : behsazi

خلاصه فصل 3کتاب مدیریت امور کارکنان ترجمه دکترطوسی ( از ص 53 تا 100 )

3 -  روابط منظومه ای وظیفه ها و فعالیت های مدیریت امور کارکنان و منابع انسانی :

در این مبحث پنج وظیفه مدیریت امور کارکنان و منابع انسانی را در قالب روابط منظومه ای و به صورت یک واحد به هم پیوسته برشمرده اند  که عبارتند از :

1 – جلب کردن کارجویان شایسته

2 – نگهداری کارکنان مطلوب

3 – ایجاد انگیزه برای کارکنان

4 – یاری دادن به کارکنان برای رشد , بالندگی و شکوفا کردن استعدادهایشان.

مدیریت امور کارکنان علاوه بر انجام وظایف فوق الاشاره برای نیل به اهداف سازمان , تحقق هدف های بنیانی سازمان را نیز از طریق سه مقصود استراتژیکی دنبال می کنند که عبارتند از :

بهره وری کیفیت زندگی کاری پیروی از قانون



ادامه مطلب ...


دوشنبه 31 خرداد 1395 :: 13:30 ::  نويسنده : behsazi

خلاصه فصل دوم کتاب مدیریت امور کارکنان و منابع  انسانی ترجمه دکترطوسی

( از صفحه 46 لغایت 52 )

مدیریت امور کارکنان و منابع انسانی زمانی اثر بخش می باشد که شناخت داشته باشد که نیروی کار سازمان دارای اهمیت زیادی است و عامل  اصلی برای رسیدن به اهداف سازمان نیروی کار سازمان می باشد.

پنج وظیفه اصلی مدیریت امور کارکنان و منابع انسانی عبارتند از :

1 – برنامه ریزی و پیش بینی نیازهای سازمان به منابع انسانی

2 – پیدا کردن کارکنان

3 – ارزیابی رفتار کارکنان و پرداخت مزد

4 – پرورش و بالا بردن ظرفیت کار انسانی

5 – برپا داشتن و تقویت پیوندهای اثربخش بین کارکنان و مدیریت

 

1 برنامه ریزی و پیش بینی نیازهای سازمان به منابع انسانی :

دو فعالیت عمده در برنامه ریزی و پیش بینی نیازهای سازمان به منابع انسانی عبارتنداز :

1 – برنامه ریزی و پیش بینی نیازهای نیروی انسانی سازمان در کوتاه مدت و بلند مدت

2 – تحلیل شغل های کنونی به منظور تعیین مهارت ها ، دانش و توانائی های مورد لزوم و طراحی شغل هایی که به این نیازهای فردی و سازمانی پاسخ می گویند.

برخی از سازمان ها در تصمیم گیری برای بکار گماردن کارکنان خود و برنامه ریی نیروی انسانی از اندیشه سود و هزینه پیروی می کنند.

اگر برنامه ریزی و پیش بینی در یک سازمان درست صورت نپذیرد منجر به از دست دادن کارکنان مولد و بیگانه شدن آنها با سازمان به دلیل اضافی بودن نیروی کار یا جابجائی های شغلی و یا پیشرفت حرفه ای زیان آور است.



ادامه مطلب ...


دوشنبه 31 خرداد 1395 :: 13:25 ::  نويسنده : behsazi

نظریه های اقتصادی و اجتماعی برنامه ریزی آموزشی (فصل سوم)

بطور عمده دو مکتب فکری درباره موضوع برنامه ریزی آموزشی وجود دارد.

1-اولین مکتب پشتیبانی می کند که آموزش و پرورش باید با تقاضای نیروی انسانی در بازار کار سازگار باشد.

2-دومین مکتب بر این نکته تأکید دارد آموزش و پرورش باید مبتنی بر تقاضای اجتماعی باشد.

متخصصان برنامه ریزی آموزشی مبتنی بر نیاز نیروی انسانی هم در روش هایی که بکار می برند با هم متفاوتند.

1-یک گروه از متخصصان تأکید دارند که تابع تقاضا برای آموزش پرورش در بازار مبتنی بر روش میزان بازده باشد.

2-یک گروه بر روش پیش بینی نیروی انسانی که تابع تقاضا برای آموزش و پرورش با نیازمندی های آینده نیروی انسانی که مبتنی بر بهره وری و الگوی رشد اقتصادی و ساختار خصوصیات شغلی است ارتباط تنگاتنگی دارد.

روش های برنامه ریزی آموزشی

1-روش مبتنی برتقاضای اجتماعی تحت سه عامل اصلی است.

الف) جمعیت شناسی

ب)ملاحظات ناشی از بیانیه های مربوط به کارکردهای اجتماعی آموزشی و پرورش

ج)مجموع تقاضاهای شخصی به عنوان تابعی از هزینه های آموزشی، مالی دولت و سطح درآمد خانواده ها.



ادامه مطلب ...


دوشنبه 31 خرداد 1395 :: 13:07 ::  نويسنده : behsazi

خلاصه ای ازفصل سوم کتاب برنامه ریزی استراتژیک در نظام های آموزشی

رهیافت برنامه ریزی استراتژیک برای نظام آموزشی

فرآیند برنامه ریزی استراتژیک از دو دیدگاه توصیف می شود :

1 – درون به برون

2 – برون به درون

عناصر عمده در  برنامه ریزی آموزشی استراتژیک عبارتند از :

1 – نظام های آموزشی ( خصوصی و دولتی )

2 – سطح آموزشی ( از کودکستان تا آموزش عالی )

چهارچوب پیشنهادی در برنامه ریزی استراتژیک دارای 4 مرحله اصلی است که عبارتند از :

1 – تعیین سطح برنامه ریزی ( دورنگری )

2 – گردآوری داده ها

3 – برنامه ریزی

4 – اجرا و ارزیابی

هریک از 4 مرحله فوق کبه محورهای اصلی برنامه ریزی استراتژیک مرتبط می باشند عبارتند از :

1 – بازاندیشی : تعیین حوزه عمل برنامه ریزی ( دورنگری ) و گردآوری داده ها

2 – بازسازی ساختارها : برنامه ریزی

3 – بازآفرینی : اجرا و ارزیابی



ادامه مطلب ...


درباره وبلاگ


به وبلاگ بهسازی منابع انسانی خوش آمدید سلام وطلب سلامتی برای همه ,خوشبختیم باجمعی صمیمی ازبرکت حضوردرمحفل دانشگاه وبهره مندی ازفضای گفت وشنود درکلاسها وبااساتید برجسته درکنارهرواحددرسی پنجره ای بسوی کتابی برماگشوده شده وبابزرگی ازاین عرصه آشنا وباهرسرفصلی چراغی برای شناخت بهتر درسرزمین وکتب دیگر فراهم می شود وازاینجا همت دوستان گل کرده وبا مروروتلخیص راه بردیگران سهل ترشده وفرصتی برای ارایه دراین صفحه ایجادمی شودوچه ازاین بهترکه این هم افزایی بروی همگان گشوده شود. ازماتهیه وتدوین وارایه ازشمانقل نظروراهکاربهبودبه هدف بهسازی منابع انسانی جامعه روبه پیشرفت, امیدکه دعای خیرتان بدرقه راه بااستقامتی باشد که تازه آغازکرده ایم نظروراهنمایی فراموش نشودوهرجامیل به درج نام یامطلب ندیدید اول نفرشماباشید که نظرمی دهیدومابده منت عمل می کنیم
آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
پيوندها


                    
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران